سرت رو توی بالش سرد فرو می‌بری و

دلت به یه روز خوب خوشه

که قراره یه روز بیاد

شب خواب می‌بینی که

مثل یک خانه به دوش

توی یک شهر غریب تنها موندی

.

لعنتی

لعنتی

لعنتی

یه روز خوب

پس کی‌ میای؟

«روزی که کمترین سرود بوسه است»

پس کی‌ میای؟